رفــاقـــت هـــــــای مـــــــا....
تا حالا به همه نوع رفاقتی فکر کردیم بجز رفاقت با شهدا.

شاید خیلی ها محکوم کنن مگه میشه با مرده ها هم رفاقت کرد؟!
همین اول بگم که مرده مائیم نه اونا؟!
اگه قبول نداری باشه
حرف شما درست ولی لااقل چند لحظه گوش کن
وقتی کسی از شهدا حرف میزنه
میگه لابد اینم از خانواده شهداست یا خودش توی جنگ بوده یا ... و داره حول خودشونو میزنه ولی نه از این خبرا نیست.
شاید مطلب آخر والضحی باشه دعا کنید چنین باشه ، می خوام در مورد رفاقت با شهدا بنویسم .
امتحانش رایگانه! رایگان تر از اون که فکرشو بکنی.
حداقلش اینه که اگه انجامش بدی و نخواستی ادامه اش بدی پشیمون نیستی.
می دونی چه رفاقتیه؟!
رفاقتیه که توش ریا نیست ، دو طرفه است که تو مرام و معرفت برات سنگ تموم می زارن.تا پاتو کج بزاری تشویقت نمی کنن بلکه دستتو میگیرن میبرنت پشت خاکریز خودشون.
رفاقتیه که وقتی احتیاجت دارن به یادت نمی افتند.هیچ موقع تنهات نمی زارن و وقتی کارشون داری همیشه در دسترسن.
اولش درکش سخت بود.
یادمه یه روز مطلبی خوندم که نوشته بود دختر بچه ای وقتی توی مدرسه کارنامه اشو داده بودن پدرش امضا کنه شب با ناراحتی خوابیده بود وقتی توی خواب پدرش موضوع رو ازش می پرسه بهش میگه نگران نباش من امضاء کردم و قتی صبح بلند میشه می بینه ....
وقتی موضوع رو میرن خدمت امام عرض می کنن امام میگه مگه به این موضوع تا حالا شک داشتین!
وقتی مطلب بالا و امثال اونا رو می خوندم گفتم مگه میشه؟ چه طوری؟
دنبال اثباتش بودم بعد کلی کلنجار فهمیدم مگه فرمول ریاضیه که اثبات بشه؟
ولی من موقعی درکش کردم که نامه دست نوشته ی شهیدی رو دیدم که همسر آینده اشو بهش معرفی کرده بود.
وقتی متوجه شدم خانومی که مریضی ناعلاجی داشته توی روضه به یکی از شهدا توسل میکنه و شبش شهید به خوابش میاد و میگه بهت هدیه میدم.چند سالی از اون زمان میگذره و پسرش ازدواج می کنه وقتی با عروسش به بهشت زهرا میرن میگه بچه بیاین یه شهید رو بگم که به خوابم اومد و نشونتون بدم وقتی میرن اونجا میفهمه که عروسش با شهید نصبت داره و ماجرای هدیه گرفتنشو می فهمه چی بوده.
وقتی متوجه شدم که هر وقت ناراحتی و از همه جا رونده با خوندن یه زیارت عاشورا سر مزارشون آرامش خاصی حس می کنی.
وقتی که شبا کنارشون زیارت عاشورا می خونی گرمای وجودشونو کنارت حس میکنی.
موقعی که حسابی توپت پره به نامردی خطابش می کنی چند قدم اونورتر می خوری زمین تا بفهمی کار به صلاحت نبوده اون باعث شده درست نشه.
موقعی که هر موقع صبح که بری بهشت شهدا همیشه یکی جلو تر از تو اومده.و هیچ موقع هم نمی فهمی کی بوده .
یه بنده خدایی می گفت رفتم سر مزار یکی از شهدا گلایه کردم گفتم فلانی شما رفتین؛ما موندیم و غرق دنیا شدیم.باید به خاطر نداشت خونه و پول و .. بسوزیم و همه چی رو فراموش می کنیم.می گفت چند هفته بعدش در کمال ناباوری خونه دار شدم.
می گفت طمع گرفتم چند هفته بعدش رفتم ماشین خواستم بازم کمتر از ماه شد ماشین دار شدم.
رفاقت ؛ رفاقتیه که فقط معنویات نیست ، تو مادیات هم دستتو میگیره..
می خوای درکش کنی یه دفعه هم که شده به قول بعضیا عید خودتونو خراب کن یا قبل از عید پاشو با کاروانا برو مناطق جنوب ببین تا سال بعد لحظه شماری می کنی که دوباره بری
حاج آقا ضابط میگه دختری می خواست اسم بنویسه برای راهیان مادرش نمی ذاشت میگفت ما که از خانواده شهدا نیستیم برا چی می خوای بری می گفت توی کوچه چشمم افتاد به تابلوی سر کوچه گلایه کردم مادرم راضی نمیشه به خوابم اومد گفت من مادرتو راضی می کنم صبح به مادرش دوباره گفت میخوام برم مادرش میگه توکه دست بردار نیستی باشه برو.
جایی دیگه میگه خانومی رفت برای راهیان نور ثبت نام کنه جا نبود شب میاد با حالت ناراحتی می خوابه شهیدی به خوابش میاد میگه حجابتو درست کن ما دعوتت کردیم فردا برو اسمتو بنویس .میگه اخه جا نیست میگه بروما برات جا خالی می کنیم میگه وقتی رفتم دیدم یه نفر اومده سفرشو لغو کرده و من جایگزین اون شدم.

اردوی راهیان نور امسال رو ان شالله از دست ندیم خیلی بهتر از سفر های دیگه است.هم از لحاظ مادی و خوش گذشتن و هم از لحاظ معنوی و خریدن دلت ....
بهترین فرصت برای رفاقت با شهدا و مجنون شهدا شدن همین سفرهای راهیان نوره که انشالله همگی بتونیم راهمونو پیدا کنیم.


یا علی

















سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده ی بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کس با حرفه ای خود را به آن باب می رساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان در گیر صفر و یک است بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم . افتخار ما اینست که سرباز ولایت فقیه هستیم هرچند دستمان خالیست اما دل های مان پر است از عشق به ولایت . دلهای ما پر از عشق جهاد و شهادت است .