کـــوی نیـــکنــامان
دل میـرود ز دسـتـم صاحـبـدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشــد کـه بـاز بـینـیم دیــدار آشـنا را
ای صــاحـب کرامـت شـکرانـه سـلامت روزی تـفقدی کن درویش بی نوا
را
در کـــوی نیـــکنــامان ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر کن قضـا را
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی کین کیمیای هستی قارون کند گدا را
+ نوشته شده در ساعت 3:8 توسط اراده ها
|
سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده ی بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کس با حرفه ای خود را به آن باب می رساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان در گیر صفر و یک است بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم . افتخار ما اینست که سرباز ولایت فقیه هستیم هرچند دستمان خالیست اما دل های مان پر است از عشق به ولایت . دلهای ما پر از عشق جهاد و شهادت است .