ولادت امام رضا(ع)
مجموعه بهترين سرودهاي ولادت امام رضا(ع)
ای به خدا هشتمین ولی! وی به نبی سومین علی
دل به ولای تو منجلی بر سر ایران لوای تو
یا سیدی یا امام رضا
خوش آمدی یا امام رضا
****
بضعۀ پاک پیمبری آینۀ روی حیدری
یوسف زهرای اطهری دل شده دارالولای تو
یا سیدی یا امام رضا
خوش آمدی یا امام رضا
ای سر ما خاک راه تو! کشور ما در پناه تو
ملت ایران سپاه تو در دل هر شیعه جای تو
یا سیدی یا امام رضا
خوش آمدی یا امام رضا
****
ورد لب ما ثنای تو ذکر دل ما دعای تو
ما همه تحت لوای تو بندۀ لطف و عطای تو
یا سیدی یا امام رضا
خوش آمدی یا امام رضا
****
حاکم ملک قضا تویی نور دل مرتضی تویی
جان دو عالم! رضا تویی اصل ولایت رضای تو
یا سیدی یا امام رضا
خوش آمدی یا امام رضا
****
نور خدایی امام رضا! گرهگشایی امام رضا!
پناه مایی امام رضا! شیعه و صحن و سرای تو
یا سیدی یا امام رضا
خوش آمدی یا امام رضا
سرود ۲
بده مژده آمده نور دل خیرالنسا
شده عالم با صفا از روی زیبای رضا
شد عیان وجه سر مد گل گلزار احمد
قدسیان گفتند باهم رضا آمد خوش آمد
گل سرخی دمیده در گلزار محمدی
هشتمین حجت حق آمد با نور ایزدی
گلرخان گفتند باهم در گلزار عشق و وفا
جلوه گر شد روی او بارنگ وبوی احمدی
ای دلا دلدار آمد موسم دیدار آمد
زمزمه کن با گلها ثامن الاطهار آمد
ای افتخارم اعتبارم مولا یا ابالحسن
من هرچه دارم از تو دارم مولا یا ابالحسن
ای هستی من مستی من ای دار و ندار من
ای عزت من ای وقارم مولا یا ابالحسن
ای صفا بخش جانها ای معدن لطف و سخا
کن عنایت بر یاران ای مظهر لطف خدا
ای گل باغ حیدر نور چشم پیغمبر
جان زهرا ای مولا کن حمایت از رهبر ( رباعی خوانده شود)
ای کریم اهلبیت ای نام دلجویت دوا
بهر یاران میباشد تربت تو دارالشفا
هر خدا جوئی سویت با عشق و ایمان آمده
هر کسی دردی دارد از پی درمان آمده
قبله دلها کویت چشم امیدم سویت
کن عنایت ای مولا بر گدایان کویت
سرود ۳
بار دگر عالمی غرق صفاشد
مشام جانها پر از عطر ولا شد
وادی سینا شده شهر مدینه
جهان زنور رضا پر از ضیا شد
شهر پیمبر نشسته امشب به هاله نور
ببین بدست امام کاظم سلاله نور
نجمه زند بوسه بر روی نکویش
موسی جعفر کند خنده به رویش
عالم آل محمد ز ره آمد
خیل ملک از سما روان به کویش
طرب فزا شد دلم خدایا ز روی ماهش
نهاده ام سر زشوق و شادی به خاک راهش
به زلفت مهرت ز روز اول شهااسیرم شها اسیرم
دل از ولایت به هر دو دنیا دمی نگیرم دمی نگیرم
چنان کبوتر نهاده ام سر برآستانت برآستانت
رضا بگویم رضا بجویم تاکه بمیرم تاکه بمیرم
اگر که خارم ولی بوی تو دارم
چشم عنایت من از سوی تو دارم
باغ و بهارم صبر و قرارم توئی رضاجان
به هر دو دنیا مونس و یارم توئی رضا جان ( رباعی )
مهر وتولای تو به سینه من
به موج غمها توئی سفینه من
اگر چه دورم من از یثرب و بطحا
حریم تو کعبه و مدینه من
توئی امیدم توئی مرادم توئی نگارم
اگر چه خارم هر آنجه دارم من از تو دارم
مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد
جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد
ضعفا روی به گلزار ولایت آرید
که گل روی معین الضعفا پیدا شد
غنچه نجمه به دامان سحر گاه شکفت
بوی گل در نفس باد صبا پیدا شد
علوی طلعت او آینه حسن خداست
بر همه آینه حسن خداپیدا شد
موسی آن طلعت نادیده که در طور ندید
صبحدم در حرم موسی ما پیدا شد
جلوه باطن اسرار نهان را نگرید
به خدا آینه غیب نما پیدا شد
جان فشانید که جانان دو عالم آمد
درد آرید که ناگفته دوا پیدا شد
نجمه را نجمه نخوانید خدا می داند
این سپهریست کز او شمس ضحی پیدا شد
به دعا دست برآرید چرا خاموشید؟
قبله حاجت ارباب دعا پیدا شد
چنگ بر چنگ زن آهنگ غریبی بنواز
چه نشستی که غریب الغربا پیدا شد
کعبه جان به حرم خانه موسی آمد
یا که در مروه دل نور صفا پیدا شد
سوره فتح بخوانید علی می آید
آیت صبر بیارید رضا پیدا شد
با قضا گوی که مولای قدر می آید
با قدر گوی که سلطان قضا پیدا شد
اهل ایران همه جان از پی ایثار آرید
که ولی نعمت و مولای شما پیدا شد
کیمیایی نظری آمده کز یک نگهش
ازدرون سیه سنگ طلا شد
اختر برج ولایت چه مبارک سرزد
ماه افلاک ولایت چه بجا پیدا شد
گرچه گفتند که در خوف ورجا باید بود
خوف از خویش برانید رجا پیدا شد
آمد از راه کریمی که به باب کرمش
تاج شاهی به قدمهای گدا پیدا شد
ای زغم خسته برو غصه به دیا افکن
ای گره بسته بیا عقده گشا پیدا شد
برق رحمت زد و اوراق غضب را سوزاند
قلم عفو پی محو خطا پیدا شد
نقش شیر از نگهش شیر ژیانی گردید
بی عصا معجز موسی و عصا پیدا شد
نه به محشر نه به برزخ نه به میزان نه صراط
این چراغیست که نورش همه جا پیدا شد
لاله آرزوی آل محمد رویید
گوهر گمشده اهل ولا پیدا شد
تا چو (میثم)به درش دست گدائی نگرفت
کس ندانست در این خانه چه ها پیدا شد
یا سریع الرضا
ای جمال حضرتت آئینه رب جلیل
ای زبانت با خدا در گقتگو بی جبرئیل
زائر قبرت هزاران نوح وموسی وخلیل
مصطفی رابضعه وموسی ابن جعفرراسلیل
خاک کویت عطر جنت آب جویت سلسبیل
ای تورا درآستین دست عطوف اهلبیت
هم رضا ی اهلبیتی هم رئوف اهلبیت
آتش از بهر محب تو گلستان میشود
اشک بایادغمت دریای غفران میشود
دردباخاک رهت بی نسخه درمان میشود
ریگ دردست گدایت در ومرجان میشود
گر بخواهی ازدل آتش عبیر آید برون
ور دهی فرمان زنقش پرده شیرآید برون
من اگرخارم بگلزار ولا خار توام
گرچه سربار شمایم عبددربار توام
سائلی تنهاو سرگردان به بازارتوام
دیده گریان دست خالی وخریدارتوام
یا بده جانی دگر یا جان من ازمن بگیر
من تورامی خواهم از تو تومراازمن بگیر
کیستم من سائلی امیدوارم یارضا(ع)
تو گل گلهائی ومن خار خارم یارضا(ع)
این امیدم این گناه بیشمارم یارضا(ع)
شرمسارم شرمسارم شرمسارم یارضا(ع
هرچه بودم هرچه هستم توپناهم داده ای
کی جوابم میکنی اکنون که راهم داده ای
سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده ی بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کس با حرفه ای خود را به آن باب می رساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان در گیر صفر و یک است بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم . افتخار ما اینست که سرباز ولایت فقیه هستیم هرچند دستمان خالیست اما دل های مان پر است از عشق به ولایت . دلهای ما پر از عشق جهاد و شهادت است .